سابالان یا سَبَلان؟

چرا ساوالان در منابع اسلامی بصورت "سبلان" ذکر شده است ولی ما امروزه بصورت "ساوالان" می خوانیم؟

لینک دسترسی به اسناد از کانال تلگرامی پشتیبان وبلاگ :

لینک کانال تلگرامی پشتیبان

مورد اول اینکه به قول جناب "دکتر روشن خیاوی" ساختار لغت سبلان، حالت تغییر یافته لغت ترکی "سابالان/ سَبَلَن" در آسیاب زبان های دیگر، از جمله عربی است. حال این پرسش مطرح می شود که آیا شکل واقعی لغت واقعا همان "سابالان یا سَبَلَن" بسته به قانون اینجه-قالین تورکی بوده یا این فقط ادعایی بیش نیست؟!!

پاسخ؛ ابتدا با بررسی لغت سابالان مطابق با ساختار تورک دیل یاپیسی متوجه می شویم که قسمت اول آن احتمالا لغت " سا، ساب " در مفهوم کلی"سخن" و معانی دیگری چون " وحی، نصیحت، مشورت و... " است که این مورد قابل ردیابی در اسناد سومری، اورخون، ایرک بیتیک و... است :

- نشان Sa2 با سه خوانش معروف در سومری که هر سه همراستا با سخن گفتن در ترکی که وارد زبان های دیگر نیز شده است

-خلاصه نویسی شده لغت" ساب" به صورت "سب" در نوشته های اورخون و ایرک بیتیک و شکل های مختلف صرف در گویش مختلف ترکی

- یعنی در واقع ریشه " سا " در دوره ای به "ساب" متحول شده ولی بعدها در دیوان الغات الترک بصورت saw با واو گرد ذکر شده و امروزه نیز بصورت ساو کاربرد دارد و درواقع احتمالا شکل قدیمی واژه با تکیه به وجود قاعده ی هارمونیک در ترکی (اینجه - قالين) در عهد ورود به منابع اسلامی-عربی بصورت " سابالان Sabalan " بوده است که بعد از ورود به سیستم آوایی سایر زبان ها به شکل سبلان ثبت شده است.

(چنانچه در كتاب‌ عجايب‌ المخلوقات‌ از قول‌ پيامبر اكرم‌ (ص‌) چنين‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمود:«ذالك‌ بمقدار ورقه‌ ثُلج‌ يسقط‌ علي‌ جبال‌ سبلان‌ و ما سبلان‌ يا رسول‌ الله‌ قال‌: جبل‌ في ارض آذربايجان‌ عليه‌عين‌ من‌ عيون‌ الجنه‌ و فيه‌ قبر من‌ قبور الانبياء. »؛ یاقوت‌حموي‌ در معجم‌البلدان‌؛ زيبدي‌ دركتاب‌ (تاج‌ العروس‌ في‌ شرح‌ القاموس‌؛ اطخري‌ در كتاب‌ المسالك‌الممالك‌؛ ذكريابن‌محمودالمكموني‌القزوينی در کتابهاي‌عجايب‌المخلوقات و كتاب‌ آثارالبلاد والاخبارالعباد؛ و نیز کتاب های بستان‌ السياحه‌، - منتهي‌ الارب‌ آن را "سبلان" آورده اند)

-اما تحول ساب به ساو کی انجام شده است؟

چنانچه در دیوان الغات الترک قابل رصد است، لغت ساب بعدها بصورت ساو : saw با واو گرد ذکر شده و امروزه نیز بصورت ساو کاربرد دارد

و چنانچه ذکر گردید درواقع شکل قدیمی واژه در نزد ترکان آذربایجان در عهد ورود به منابع عربی با تکیه به وجود قاعده هارمونیک در ترکی (اینجه - قالين) بصورت سابالان Sabalan بوده است که بعد از ورود به سیستم آوایی سایر زبان های به هم ریختگی ساختار هارمونیک آن به شکل "سبلان" ثبت شده است.

اما ریشه شناسی ها ساوالان/سابالان؟!

-جناب دکتر خیاوی طبق بررسی های فراوان و طاقت فرسای زبان شناسی آن را " سو+آلان : آبگیر" و ساو+ایل+آن( لینک مطلب از کانال تلگرامی دکتر خیاوی) : چشمه خدایان" معنی نموده است.

- آقایان مهدی حسنی اردبیللی و محمد قره زاده شربیانی هم برای آن ریشه شناسی های مطرح نموده اند که در ادامه از کتاب هایشان آورده ایم :

*ریشه یابی های ساوالان از کتاب اورارتوها و ترکان باستان

-ساوالان : ساو+آلان

-ساوالان: ساو+آل+آن

...

... ریشه یابی ها از کتاب ایلامیکا

آقای حسنی در کتاب ایلامیکا به وجود لغت Sabum در زبان ایلامی در مفهوم " سینه کوهستان" اشاره نموده و آن را با " ساب و سابالان" مرتبط دانسته است و استاد شربیانی ضمن اشاره به وجود لغت های " شو : آب" و " سا/ساو : آب راکد، جام، پیمانه" در زبان ایلامی و نشان دادن علامت - های نگارشی آنها، لغت ساوالان، ساوا، ساووجبولاغ را با " ساو" مرتبط فرض نموده اند.

....

آیا نشانه هایی از باور تقدس درباره کوه های ساوالان و سهند در نزد ترکان آذربایجان وجود دارد؟

بله در کتاب صفة الصفا تصمیم " پیره یوسف" جهت اقامت سه ماه در زمستان در کوه سهند جهت عبادت و نیز مراجعه شیخ صفی الدین اردبیلی به کوه ساوالان و آوردن خاک و آب متبرک " طبق عادت ترکان" و نهی وی توسط مردی ترک و سپس شیخ زاهد گیلانی که نشان دهنده جدال بین باورهای تصوف عصر شیخ صفی و باورهای باستانی وی و سایر عرفای تورک آذربایجانی می باشد، از شواهد محکمی در این باره هستند که در ادامه اسکن مورد نظر را از مقاله استناد به دلایل و نوآوری در رد فرضیه زبان آذری 2 آورده ایم :

لینک مقاله استناد به دلایل و نوآوری در رد فرضیه زبان آذری 2

...

مورد مهم دیگر اشاره آقای حسنی به موضوع " نبود لغات متعدد برای حالت ها و اندازه های متعدد برف ​​​​​​" در گویش های تالشی، تاتی و... است، چنانچه فقط واریانت های از لغت " فارسی دری برف " مانند "وَر، وَ، وار و..." در آنها وجود دارد و این در حالی است که در گنجینه لغات ترکان آذربایجان با توجه به قدمت هزاران ساله آنها در منطقه شاهد کاربرد لغاتی فراوانی هستیم که چند مورد را می آوریم :

بارش آرام برف : Sıska

بارش تند و قدرمند برف : Gür, Gürşad

دانه به اندازه سر پرنده : Quşbaşı

بارش برف به همراه باد : Alaçalpo

.

.

.

...

همه چیز درباره "قام، قوم،شامان، بئجان، قاماتا،آرشام"

همه چیز درباره "قام، قوم،شامان،بئجان قاماتا،آرشام "

قام، شامان،بئجان در "کتاب اورارتوها و ترکان باستان"

اسناد از کانال پشتیبان وبلاگ در تلگرامی :

لینک کانال پشتیبان تلگرامی وبلاگ

https://t.me/bashbilga/249

...

توضیحات قام،شامان، در کتاب " ایلامیکا" ص 107

... ایلامیکا صص 107 و 108

...

ناپ-قام شخص رتبه بالا در گل نوشته های ایلامی از کتاب ایلامیکا ص 111

...نوشتار میخی لغت" قاماتا " و توضیحات پیرامون آن کوتاه شدن علامت آخر

لینک مقاله استناد به دلایل و نوآوری در رد فرضیه زبان آذری : لینک مقاله

... خوانش معتبرترین لوح اکدی(قوانين حمورابی) به ترکی همراستا با نظر زبان‌شناسان، استخراج لغت "قوم اولو : قوم اعظم"، آیا اسم شهر قُم با کاهنان ترک قوم ارتباط ندارد؟!

از لینک ذیل اصل مقاله را بخوانید :

فصلنامه تخصصی � مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک�
https://www.azerturkhistory.ir
زبان قوانین حمورابی (بازخوانی پنج قانون) : لینک مستقیم مقاله

....

نگاهی به ریشه" کام" در گویش های مختلف ترکی و حالت های قرضی آن در زبان های شرق دور مانند ژاپنی و... و نیز ارائه ریشه شناسی های برای لغت " آرشام / ارشام"

....

خوانش پولوآدی(پولادلی) در کتیبه سغندل و ریشه شناسی فولاد

خوانش میخی پولوآدی(پولادلی)𒁍 𒇻 𒀀 𒁲 در کتیبه اورارتویی سغندل از صفحه آقای مهدی حسنی اردبیللی و ریشه شناسی فولاد از کتاب ایلامیکا

کانال پشتیبان وبلاگ در تلگرام :

https://t.me/bashbilga/244

​​​​​​...

علامت kur 𒆳 در مفهوم "کوه، قدرتمند، زیرزمین " در سومری و اورارتویی با سه مثلث در کنار هم با نوشتارهای مختلف است که در این کتیبه قبل از نوشتار "پو_لو_آ_دی" آمده که نشان دهنده کوهستانی بودن آن سرزمین است، ناحیه پولوآدی در حوالی اهر و احتمالا "قاراداغ" است که دژ-شهر آنها " لیپ لی اونی" بوده است، اورارتوشناس گرجی ملیکیشویلی لغت پولاد را برآمده از اسم " پولوآدی(پولاددی، پولادلی) دانسته است.

آقای حسنی با نشان دهنده ریشه های سومری، بول(هم زدن، قاطی کردن) و بولو( به هم خوردن معده و بالا آوردن، استفراغ کردن) ، لغت بولاد/فولاد را واژه ای برآمده از " دَمیر نن کؤمور¬ و بولاد/بولات¬ماق " برآمده از بولاماق، بولاتماق آورده و سایر موارد دیگر را نیر شرح داده اند که اسکن ص 138 کتاب ایلامیکا را در ادامه آورده ایم.

​​​​​​...

𒁍 𒇻 𒀀 𒁲

...

....

...

...

...

ریشه شناسی نام پادشاه اورارتویی #ساردوری

نگاهی به ریشه شناسی نام پادشاه اورارتویی #ساردوری که نام سردری یادگاری از اوست

دسترسی به اسناد در کانال پشتیبان تلگرامی :

https://t.me/bashbilga/239

به نقل از صفحه آقای مهدی حسنی اردبیللی

نگاه دقیق و مهم این است که نوشته های میخی(اوخو) آن را از دیدگاه یک تورکولوگ بخوانیم: با دقت در نگارش میخ ها(اوخها چنانچه در شکل مطابق با آواشناسی درست آن آورده ایم ) در سنگ‌نگاره سیغیندیل آذربایجان، در می یابیم که آن را #ساری_توری، #ساره_توره نوشته اند که محققین غربی، روس و... معمولا آن را به شکل ساردوری خوانده اند تا از خوانش واقعی دورش نمایند.

من چنانچه نشان داده ام با دقت در خوانش نشانه ها آن را #ساری_توره ( نژاد زرد، در واقع احتمالا تور اینجا با همان ریشه تور : کودک در سومری و ایلامی و تؤره ریشه تؤرَمَک در ترکی مرتبط بوده و اشاره به ترک‌های قیپچاق، کومان مو زرد داشته باشد) هم نظر با دیدگاه دکتر حسین فیص اللهی وحید درباره اوزها، پسرعموهای آزها خواندم، استاد شربیانی احتمال خوانش "آشاردوری : شخصی که سایرین را بر زمین می زند، پهلوان" و دکتر امیرعلی نثار نوبری هم از منظر ترکی آن را" ساری-دؤری :Sari-döri : بیمار نیست" فرض نموده اند.

اما پرفسور #الهامی_جعفرسوی به نقل از نیکولسکی(1983،صص 1،3 و...) خوانش آن را #ساری_توری آورده و نوعی #یاک (گاومیش کوهان‌دار) و اینگونه مطرح نموده که شاخه‌ای از اورارتوها آن را #حیوان مقدس دانسته و معتقد بوده اند که قهرمانان آنان پس از مرگ وارد بدن همان حیوان نر(مارال نر، ساری تور) شده و ادامه حیات می دهد.

​​

​​​​​

​​​​​​...

​​​​​​...

​​​​​​...

البته لازم به ذکر است تلاش برای ریشه یابی اسم این پادشاه اورارتویی بهتر است با تکیه به نگارش آن در کتیبه های اورارتوییان انجام شود. این در حالی است که علیرغم نبود ریشه " سارد" در مفهوم " محکم و سفت" درهوری و اورارتویی و حتی باتوجه به نگارش اسم به صورت " ساری/سار+تودو +ری، در کتیبه اورارتویی و آشوری باز هم عده ای از محققین تلاش نموده اند آن را به " سارد : سفت و سخت " ربط دهند.

الله و اعلم

...

کتیبه سارگن آشوری(سارگن دوم)

...

...

....

.

​​​​​​​​​​...

بقای چند هزار ساله ریشه " Ka : در" در منطقه

قدمت چند هزار ساله لغت " کا" در مفهوم " در" از عهد تمدن سومر، اورارتو تا نزد ترکان کنونی آذربایجان نشانگر پیوندی ناگسستنی است

Ka sözünün ‘Kapı/Qapı’ anlamında bir neçə min illik tarixi, Sümer və Urartu dövrlərindən indiki Azərbaycan türklərinə qədər uzanan qırılmaz bir əlaqənin göstəricisidir

دسترسی به اسناد در صورت هرگونه مشکل در کانال تلگرامی پشتیبان :

https://t.me/bashbilga/230

*اسناد از صفحه آقای مهدی حسنی اردبیللی اخذ شده است

مقایسه تصویری دو نشان " e" و " ka" در سومری

در ادامه این ارتباط را از دو کتاب " اورارتوها و ترکان باستان" و " ایلامیکا" گسترده تر بررسی خواهیم نمود

...

مورد جالب اینست که حتی لغت قدیمی معادل سومری شهر بابل یعنی " کا دینقیررا کی : دروازه خدا " نیز در ترکیب خود " کا : در، درب، دروازه" را دارا بوده و ساختارش کاملا مطابق با زبان تورکی( تورک دیل یاپیسی) می باشد که در منابع ترکی به صورتهای"کاپیغ(اورخون)، کاپوغ(دیوان الغات الترک)، کاپاغ(متون بودایی ترکی)،کاباق(کودکس کومانیکاس گویش قبچاقی) همه از ریشه" کاپاتماق" بستن می تواند باشد.👇

بررسی ریشه " کا " از کتاب ایلامیکا

بررسی ریشه کا از کتاب ایلامیکا

معادل دو قسمت دیگر به کار رفته در این ترکیب نیز " دینقیر : تنگری در ترکی، را : پسوند سومری که امروزه به آ تبدیل شده " و کی، قیر هستند که در ادامه درباره کی بیشتر توضیح می دهیم

...

Ka Dingir ra ki

𒆍 𒀭 𒊏 𒆠

....

بررسی ریشه کی در سومری و اورارتویی و ترکی

Ki kökü Şumer, Urartu və Türk içrə

...

تداوم چند هزارساله  لغات خورشید و گرما

شرح و بسط بقای لغات ترکی مورد استفاده برای خورشید و گرما از عهد تمدن های سومر و ایلام تاکنون

از صفحه آقای مهدی حسنی اردبیللی و کتاب های "ایلامیکا، و اورارتوها و ترکان باستان"

Gün, OD, Al, Tam,Dağ, Par

تصاویر اسناد از کانال تلگرامی پشتیبان :

https://t.me/bashbilga/223

...

...

...

...

...

....

پیوند چند هزار ساله لغت "سو" در زبان های سومری، ایلامی، هوری، اورارتویی و تورکی

در اورارتویی به مجموعه های آبی چون دریاچه و دریا، " سو" می گفته اند، در هوری با توجه به تبدیل س به ش به " آب : šiwe, šiye" گفته شده است، در سومری " سو" در مفهوم " غرق شدن در آب، زیر آب رفتن، غوطه ور شدن در آب " بکار رفته، در ایلامی " ساو" در مفهوم آب راکد, "ساو" با نوشتاری دیگر در مفهوم پیمانه و جام و " شو" در مفهوم آب روان بکار رفته است که همگی همراستا با آب و کاربرد لغت " سو" در ترکیب نام هیدرونیم هایی (آبنام) چون سو، قره سو، ساری سو، شیرین سو، سیحون، ساوالان، ساوا و... قابل ردیابی است که در ادامه از منابع به آن پرداخته ایم :

اسناد در کانال پشتیبان تلگرامی در آدرس ذیل در دسترس می باشد :

https://t.me/bashbilga/218

...

...

...

...

...

...

آیا حرف ربط  "و"  فارسی، عربی یا سومری است؟

حرف ربط سومری U3 که متشکل از دو علامت Le3 و Nu12 است سر منشأ کاربرد حرف ربط " و " است که بعدها در سایر زبان ها نیز وام گیری شده، در حالی که خوانش دیگری از آن نیز در منابع تورکی قابل ردیابی است که در ادامه شرح آن را از مقاله زبان قوانین حمورابی در فصلنامه تخصصی "مطالعات ترک و آذربایجان" آورده ایم :

زبان قوانین حمورابی

لینک اسناد در کانال پشتیبان تلگرامی :

https://t.me/bashbilga/215

​

... با دقت در انتقال سلسله وار آن از سومری، تلاش دکتر حسن دوست سرشناس ترین ریشه شناس فارسی دری( در داخل مادر قرمز رنگ) برای ساختن ریشه فرضی آن در نوشته هایی که فارسی باستان می نامند( در حالی که ما برآنیم که این نوشته ها شکل ساده شده از ایلامی بوده و مادی باستان هستند)، به دلیل عدم تسلط به سومری، اکدی، ایلامی، اورارتویی و سایر نوشته های منطقه، امری غیرعلمی می باشد

....