ریشه شناسی واژه  " شاه " از منظر سومری و تورکی

ریشه شناسی واژه " شاه"

آدرس کانال تلگرامی پشتیبان وبلاگ : https://t.me/bashbilga/396

دکتر حسن دوست مشهورترین ریشه شناس زبان فارسی در جلد سوم کتابش تلاش فراوانی نموده تا با رجوع به ریشه شناسانی چون Horn, Mayrhofer, Nyberg و Pkorny که هیچ اطلاعاتی درباره زبان های معظم منطقه اعم از سومری و ایلامی و حتی هیچ باوری به تداوم لغات سومری و ایلامی در گنجینه لغات مردم منطقه نداشته اند و در واقع طبق دستور دانشگاه های غربی تلاش نموده اند تا فارسی دری کنونی را فرزند مستقیم زبان های هند و اروپایی نشان دهند، تلاش نموده تا بر چند باور نادرست از جمله برآمدن لغت شاه از ریشه لغت مادی " خَشَ یَثیَ"، حتی تراشیدن ریشه سانسکریت( در حالی که گنجینه لغات سانسکریت خود نیز وام دار لغات سومری فراوان است) یا بازسازی ریشه فرضی هنداروپایی برای آن با آوردن علامت ستاره و همه و همه که نوعی به آب و آتش زدن به دلیل عدم آشنایی ایشان به اصل ریشه لغت شاه است که در ادامه آورده ایم :

اما حقیقت ماجرا درباره ریشه شناسی واژه باستانی

" شاه" چیست؟!

ما در ادامه با رجوع به مقاله ای مستند که با تکیه به نوشتار الواح سومری و سایر منابع معتبر به ریشه شناسی این لغت وارد شده را عینا آورده و قضاوت را به اهل تفکر می سپاریم :

....

رصد سال نو عیلامی توسط کاهنان برهنه

توضیحات درباره سال نو ایلامی در کتاب ایلامیکا

لینک کانال تلگرامی پشتیبان وبلاگ که فیلم تصویر

شئی ایلامی در آن بارگذاری شده است :

https://t.me/bashbilga/390

...

....

...

ریشه شناسی واژه " دبیر" و "ترک"

ریشه شناسی واژه دبیر

لینک ورود به کانال تلگرامی پشتیبان وبلاگ

https://t.me/bashbilga/385

قدیمی ترین یادکرد واژه " دبیر" در سومری به شکل " teppir / tebbir " ثبت شده است

که در اصل برآمده از ریشه " تَپمک" است که در ادامه از کتاب " ایلامیکا " شرح کامل آن را در اسکن ذیل آورده ایم

​​​​​​...

...

ریشه شناسی شاهین از کتاب ایلامیکا

ریشه شناسی واژه "شاهین" برآمده از شاغیماق/شیغیماق ترکی است که در گنجینه لغات ایلامی قابل رصد است

لینک ورود به کانال تلگرامی پشتیبان وبلاگ

https://t.me/bashbilga/382

صرف فعل " شیغیماق" در داستان کوراوغلو

.. .

نگاهی به موضوع چله(چیله) از کتاب ایلامیکا

ریشه شناسی و اسطوره شناسی چیله در کتاب ایلامیکا

لینک ورود به کانال تلگرامی پشتیبان وبلاگ

https://t.me/bashbilga/372

شرح در کتاب ایلامیکا پاورقی صفحه 28 :

...

بازسازی مفاهیم اسطوره ای چیله توسط هوش مصنوعی با تکیه به کتاب ایلامیکا

....

...

نگاهی به ریشه باستانی Kel از دید تئوری اورمی توسط مهدی حسنی اردبیللی

...

...

...

...

...

قاری ننه به همراه بؤیوک و کیچیک چیله

قاری ننه به همراه بؤیوک و کیچیک چیله

خوانش پیمان نامه سومر و ایلام با شرح نوشتار میخی

پیمان نامه سومر و ایلام

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

لینک کانال تلگرامی پشتیبان

لینک ورود به درگاه مشاهده و دانلود مقاله

https://www.azerturkhistory.ir/article_235430.html

نویسندگان

مهدی حسنی(اردبیللی) محمد قره زاده شربیانی

پژوهشگر آزاد

لینک اصلی دانلود مقاله

چکیده

در خوانش پرفسور هایز، متن سومری را به‌عنوان وقف‌نامه‌ای مذهبی برای خدای Meslamtaea و زندگی شاه شولگی تفسیر نموده که ما آن را شاه/خدای ساکن ایلام خواندیم. وی شولگی را شاه اور، کیلولا را مقام رسمی سومری و مهر را به‌عنوان ابزار نیایش آورده و ساختار متن را آیینی، سلسله‌مراتبی و در خدمت تثبیت سلطنت نشان داده بود ولی ما در خوانش جدید با رویکرد نشانه‌ شناسانه، اسطوره محور و زمینه‌محور، متن را به سندی سیاسی میان دو قدرت بازخوانی نمودیم. شخصیت‌های تازه ای چون آزیتا (شاه ایلام)، گوینده ایلامی و شخص نویسنده لوح که کیلولا را زیبا و پسر مقام تقسیم کننده سهم ها وآشنای خود با لفط تانوگوم آورده راوی بوده و به تقسیم شدن نسخه هایی از لوح توسط کیلولا اشاره نموده وافعال نیز از حالت نیایشی خارج شده و به کنش‌های سیاسی بدل شده اند .با توجه به ترتیب نام‌ها در متن که با نام شاه ایلام شروع می شود، نشان‌دهنده انتقال لوح به ایلام و مالکیت نهایی آن است ولی از طرفی چون لوح با زبان سومری نوشته شده، پس برتری سیاسی سومر در همان ابتدا مشخص است. گوینده، که کیلولا را �آشنای من� خطاب می‌کند، به‌احتمال زیاد ایلامی بوده و در حال ثبت اطاعت از فرمان شولگی می باشد و چنانچه به تبعیت از دستور وی به زنده نگه‌داشتن فردی که شاه سومر بخشیده بوده اشاره نموده می نماید.

در واقع این رفتار، نشانه‌ای از احترام سیاسی و پذیرش اقتدار طرف مقابل است، چون از نظر تاریخی، در عهد شولگی، سومر قدرت ‌مندترین نیروی منطقه بوده و شولگی خود را شاه چهارگوشه جهان که ایلام هم بخشی از آن بوده می نامیده است. بنابراین متن لوح با این واقعیت تاریخی هم‌خوانی دارد و در واقع ایلامی‌ها به سرکردگی پادشاه خود به لاگاش آمده، مهر را دریافت نموده و فرمان را اطاعت کرده‌اند، ولی نه از سر برتری، بلکه از سر دیپلماسی و تثبیت رابطه سند را با نام شاه خود ثبت نموده و به ایلام برده اند.[1] در مجموع، این متن نه فقط یک وقف‌نامه مذهبی، بلکه سندی چندلایه است که در خوانش دوم، لایه‌های سیاسی، دیوانی، و انسانی آن آشکار می‌شود. کیلولا، مقام سومری، در مرکز این تعامل ایستاده؛ و لوح، گواهی‌ست بر لحظه‌ای که قدرت، احترام متقابل سیاسی در پیمان نامه ها، و شناخت متقابل که در دل خطوط میخی ثبت شده‌اند.

اوشکایا و باقاقایا دو یادگار قدیم تورکان از دل تاریخ و اوئیش دیش

موقعیت جغرافیایی اوشقایا کجا بود؟

لینک کانال تلگرامی پشتیبان وبلاگ جهت دسترسی به اسکن ها و اسناد :

https://t.me/bashbilga/340

ا. م.دیاکونوف در تاریخ ماد، محل اوشکایا را اسکوی کنونی در دامنه غربی سهند و قلعه مرزی اورارتو آورده و با رجوع به متن کتیبه سارگن آشوری متذکر می گردد که در عهد ساردوری دوم پادشاه اورارتویی، توسط اورارتوها برای پرورش اسب استفاده می گردید

...

در کتیبه سارگن چندین بار به "اوشقایا" اشاره شده که در یکی از موارد به نکات جالبی درباره آن توضیح داده که در ادامه آورده ایم :

---- موارد اشاره به اوشقایا در کتیبه

------سطر 167 کتیبه

Moving on from the land Uišdiš, I came to the city Ušqaya, a large fortress right on the border of the land Urarṭu, which like a gate acts as a barrier in the pass to the district of Zaranda, holding back messenger(s), and (which) rises up like a rocky pinnacle on Mount Mallāu, a mountain with juniper tree(s), clothed in sun-like splendor over the meadowland(s) of the land Sūbi.

با گذر از سرزمین «اوئیشدیش»، به شهر «اوشقایا» رسیدم؛ دژی بزرگ درست بر مرز سرزمین «اورارتو»، که همچون دروازه‌ای مانع گذر در راهگذر به ناحیه «زاراندا» می‌شود و پیام‌رسانان را بازمی‌دارد. این دژ همچون " قله‌ای سنگی" بر فراز کوه «مَلّاو» سر برآورده است؛ کوهی با درختان سرو کوهی (عرعر) که با شکوهی خورشیدگون بر فراز چمنزارهای سرزمین «سوبی» آراسته است.

...

نگاهی به نوشتار و خوانش" اوئیش دیش : Uiş-Diş " از منظر کتیبه خوانی

قسمت اول لغت " U2 : او" در سومری در مفهوم "علف و معادل Ot : اوت تورکی " است.

در قسمت دوم هم Di : ریشه لغت دئمک است که در هر دو مورد پسوند ¬یش به آنها اضافه شده که در کل اویش دیش معادل اوتیش-دئیش : علفزار نامیده شده، در تورکی است

لازم به ذکر است که دکتر آق بایراق( رحیم بقال اصغری) اولین بار اقدام به مطرح نمودن خوانش اوئیش دیش در صفحه اینستاگرام خود نموده است

بررسی ریشه Ti : Di : سخن گفتن در سومری، ایلامی، اورارتویی و تورکی از کتاب" ایلامیکا "

...

نگاهی به ریشه شناسی اوشقایا :

آقای مهدی حسنی اردبیللی در پاسخ به نویسندگان وبلاگ درباره ریشه شناسی اوشقایا متذکر شدند :

- با دقت در توضیحات کتیبه آشوری متوجه می شویم که اوشقایا در مرز اورارتو و ناحیه سوبی ماننا قرار داشته و دژ-شهر استراتژیک و مهمی برای اورارتوها با کاربری های پیشانی بازدارنده و پرورش و تامین اسب بوده است

- کتیبه آشوری از اوشقایا با تعابیری چون " دژ بزرگ، مانع بزرگ و قله ای سنگی" یاد نموده است

- با دقت در گنجینه لغات اورارتویی و آشوری متوجه می شویم که به احتمال زیاد نامگذاری اوشقایا نه توسط آشوریان و نه اورارتوئیان بلکه توسط ماناناییان انجام شده، زیرا لغت صخره در اورارتویی Qarbi و بوده و لغت Qaia هم در اورارتویی و آشوری وجود ندارد

- با دقت در نوشتار قسمت اول واژه " اوشقایا" متوجه می شویم که لغت به کار رفته در کتیبه به صورت " اوش" را با خوانش های " اوس، اوس 2" هم در سومری در مفهوم " مجاور بودن، در مرز بودن، مرز" آورده اند و معادل " اوج : Uc : مرز " در تورکی آذربایجانی است که آن را در دیوان الغات الترک هم می یابیم و این کاملا همراستا با تعریفی است که آشوریان از این دژ-شهر یعنی " اوش-قایا : اوج-قایا : دژشهر صخره ای که در مرز قرار دارد" آورده اند.

بنابراین با این توضیحات می توان حدس زد که معنی" اوشقایا : اوج-قایا : دژشهر صخره ای مستقر در مرز" می تواند باشد که توسط مانناییان به آن اطلاق شده است.

در واقع ساختار لغت هم معادل " تورک دیل یاپیسی" است و شاهد دیگر برای آن نیز نام لغت مادی" باقا-قایا " یا همان کوه بیستون معروف است.

الله و اعلم

اوج در دیوان الغات الترک

....

نگاهی به لغت باقا-قایا(کوه بیستون) از کتاب ایلامیکا :

...

...

....

....

نگاهی به نوشتار و معانی احتمالی ایرانزو پادشاه ماننا

بررسی نوشتار ایرانزو در کتیبه سارگن

آدرس کانال پشتیبان تلگرامی

https://t.me/bashbilga/321

در کتیبه سارگن دوم(سارگن آشوری) پنج بار از ایرانزو یاد شده که یک بار آن شبیه سازی و حدسی، سه بار با نوشتار " ایر-آن-زی" و یکبار با نوشتار " ایر-آن-زو" آمده است :

...

نوشتار رایج آشوری ایرانزی(ایر-آن-زی) به صورت زیر است :

که معادل نوشتار سومری آن نیز اینچنین خواهد

بود :

نوشتار ایرانزو در سطور اصل متن کتیبه سارگن آشوری :

سطر 36

...

سطر 58

...

سطر 62

.

...

... دکتر "امیرعلی نثار نوبری تبریزی" اولین بار در کتاب " سیری در زبان های باستان " به امکان برآمدن نام ایران از " ایرانزو" اشاره و تلاش نموده با استفاده از نظر دکتر حسین محمدزاده صدیق در کتاب نقد فرضیه زبان آذری که آن هم بر آمده از نظر امیرعلیشیر نوایی بوده، لغت را به ریشه ایرمک مرتبط دانسته و صفت فاعلی در مفهوم " سپاهیان به هم پیوسته " مطرح نماید، وی در ادامه به نظر " دکتر حسین فیض اللهی وحید " در این موضوع درباره امکان برآمدن آن از " ایی-آران-سو" نیز اشاره نموده است.

اشاره به ریشه ایرمک از نوائی در لغت نامه ارک توسط استاد اسماعیل جعفرزاده(جفرلی)

البته لازم به ذکر است که ‌" پرفسور محمد تقی زهتابی" نیز در کتاب " تاریخ دیرین ترکان ایران "، ایرانزو رو حالت metathesis(قلب شده) از دو لغت ‌" اَر ‌: دلاور، جوانمرد، یل، مشهور در ترکی باستان" و لغت رایج " یانزی : پادشاه، قوتیان"فرض نموده است :

... ریشه شناسی احتمالی ایرانزو باتوجه به نگارش چه می تواند باشد؟!

آقای مهدی حسنی اردبیللی در پاسخ به این سوال نویسندگان وبلاگ، به ما متذکر شدند که نوشتار مشهور" ایرانزو " متشکل از نوشتار سه علامت آشوری که در بالا آوردیم و آنها نیز بر آمده از سه لغت سومری

1- " ir : to bring " :

در مفهوم " آوردن، رساندن موجب شدن و..." در لغت نامه حییم :

...

2- " an : sky, heaven, upper" : آسمان، بهشت، بالا و... "

و قسمت سوم

3 - " Zi " در کاربرد حالت اسمی" زندگی، نفس، گلو " و حالت های فعلی " خوب، عالی " و "برخواستن، قیام، سر برآوردن، برانگیختن و... " که در ادامه آورده ایم :

تشکیل شده است.

نظر وی باتوجه به شرح نشانه ها و نیز کابرد لغتی که آشوریان( فقط برای مادهای غیر ایرانی یعنی توده اصلی و ساکنان قدیمی سرزمین ماد و نیز برای اشاره به قلعه های ماننا مخصوصا) در قبل از اسم ایرانزو آورده اند( دیاکونوف آن را " قدرتمند" معنی نموده) اینگونه بود :

حدس بر این است که چون معنی مشهور قسمت اول اسم یعنی " ایر" در سومری " رساندن، موجب شدن" ذکر شده و با افزودن مفهوم قسمت دوم یعنی" آن : بالاتر" و نیز حالت فعلی سوم یعنی " برخواستن، قیام، سر برآوردن، برانگیختن و... " می توان مفهوم کلی را " برپا کننده قوی قیام و خیزش " در نظر گرفت.

البته که تعابیر دیگری نیز توسط اشخاصی چون دکتر" آق بایراق" و سایرین نیز مطرح گردیده است.

الله و اعلم

...

...

نوشتار میخی ماد و ماننا در کتیبه های سارگن دوم(سارگن آشوری)

نوشتار میخی ماد و ماننا در کتیبه های

سارگن دوم

اسکن ها در کانال پشتیبان وبلاگ :

https://t.me/bashbilga/296

لینک ورود به کانال تلگرامی پشتیبان

محدوده ماد :

...

...

نوشتار ماد

Kur MA_DA_A_A

...

ماد در آوانویسی کتیبه سارگن دوم

...

تاکید دیاکونوف بر غیر ایرانی بودن زبان ساکنان آذربایجان و حوالی آن از قرن نهم تا هفتم قبل از میلاد

...

نوشتار میخی ماد در اصل کتیبه سارگن دوم

KUR MA_DA_A_A

...

نوشتار ماننا در کتیبه سارگن

محدوده مانانا :

Kur Ma_AN_NA_A_A

...

آوانویسی پارسوماش و ماننا در متن کتیبه

سارگن دوم

...

نوشتار پارسوماش و ماننا در متن کتیبه سارگن دوم

Kur Par_su_maš Kur Ma_AN_NA_A_A

...

نوشتار میخی پارسواش و پارسوماش در کتیبه های سارگن دوم(سارگن آشوری)

نوشتار میخی پارسواش و پارسوماش در کتیبه های سارگن دوم(سارگن آشوری)

اسکن منابع در کانال تلگرامی پشتیبان :

https://t.me/bashbilga/283

ورود به کانال تلگرامی پشتیبان وبلاگ

نظر دیاکونوف در غیر ایرانی بودن ساکنان پارسوا :

<<نام اماکن و اشخاص در سرزمین " پارسوآ " به هیچ وجه ایرانی نیستند >>

دیاکونوف تاکید می نماید که مردمان قرن 8 و 9 قبل از میلاد " پارسوا " غیر ایرانی و بومیان منطقه بوده اند :

زادوک نیز همانند دیاکونوف متذکر می گردد که << هیچ مدرکی از یک ارتباط عینی میان سرزمین پرسوا در شمال غرب و پارسی در پارس/انشان وجود ندارد>> :

...

دلایل محکم دیاکونوف در رد ارتباط پارسوا با پارسیان​ ​​​و مهاجرت آنها از پارسوا :

..

Kur par_su_aš

...

در خوانش سطور 38 و 41

...

نگارش میخی در سطور 38 و 41

...

Kur par_su_maš

...

" کور پارسوماش " در خوانش سطر هشتم کتیبه

...

نگارش میخی " کور پارسوماش " در سطر هشتم

...

کور در سومری

...

ماش در سومری

.. .

محل پارسوا در تعریف دیاکونوف :

...

لوئیس لوین معتقد است که دو پارسوا وجود داشته است :

...

وی همچنین پارسوا را قسمت جنوبی ماننا(یعنی آذربایجان باستان) می داند:

...

نظر زادک درباره محل احتمالی پارسوا

...

...