نگاهی به موضوع چله(چیله) از کتاب ایلامیکا

ریشه شناسی و اسطوره شناسی چیله در کتاب ایلامیکا

لینک ورود به کانال تلگرامی پشتیبان وبلاگ

https://t.me/bashbilga/372

شرح در کتاب ایلامیکا پاورقی صفحه 28 :

...

بازسازی مفاهیم اسطوره ای چیله توسط هوش مصنوعی با تکیه به کتاب ایلامیکا

....

...

نگاهی به ریشه باستانی Kel از دید تئوری اورمی توسط مهدی حسنی اردبیللی

...

...

...

...

...

قاری ننه به همراه بؤیوک و کیچیک چیله

قاری ننه به همراه بؤیوک و کیچیک چیله

خوانش پیمان نامه سومر و ایلام با شرح نوشتار میخی

پیمان نامه سومر و ایلام

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

لینک کانال تلگرامی پشتیبان

لینک ورود به درگاه مشاهده و دانلود مقاله

https://www.azerturkhistory.ir/article_235430.html

نویسندگان

مهدی حسنی(اردبیللی) محمد قره زاده شربیانی

پژوهشگر آزاد

لینک اصلی دانلود مقاله

چکیده

در خوانش پرفسور هایز، متن سومری را به‌عنوان وقف‌نامه‌ای مذهبی برای خدای Meslamtaea و زندگی شاه شولگی تفسیر نموده که ما آن را شاه/خدای ساکن ایلام خواندیم. وی شولگی را شاه اور، کیلولا را مقام رسمی سومری و مهر را به‌عنوان ابزار نیایش آورده و ساختار متن را آیینی، سلسله‌مراتبی و در خدمت تثبیت سلطنت نشان داده بود ولی ما در خوانش جدید با رویکرد نشانه‌ شناسانه، اسطوره محور و زمینه‌محور، متن را به سندی سیاسی میان دو قدرت بازخوانی نمودیم. شخصیت‌های تازه ای چون آزیتا (شاه ایلام)، گوینده ایلامی و شخص نویسنده لوح که کیلولا را زیبا و پسر مقام تقسیم کننده سهم ها وآشنای خود با لفط تانوگوم آورده راوی بوده و به تقسیم شدن نسخه هایی از لوح توسط کیلولا اشاره نموده وافعال نیز از حالت نیایشی خارج شده و به کنش‌های سیاسی بدل شده اند .با توجه به ترتیب نام‌ها در متن که با نام شاه ایلام شروع می شود، نشان‌دهنده انتقال لوح به ایلام و مالکیت نهایی آن است ولی از طرفی چون لوح با زبان سومری نوشته شده، پس برتری سیاسی سومر در همان ابتدا مشخص است. گوینده، که کیلولا را �آشنای من� خطاب می‌کند، به‌احتمال زیاد ایلامی بوده و در حال ثبت اطاعت از فرمان شولگی می باشد و چنانچه به تبعیت از دستور وی به زنده نگه‌داشتن فردی که شاه سومر بخشیده بوده اشاره نموده می نماید.

در واقع این رفتار، نشانه‌ای از احترام سیاسی و پذیرش اقتدار طرف مقابل است، چون از نظر تاریخی، در عهد شولگی، سومر قدرت ‌مندترین نیروی منطقه بوده و شولگی خود را شاه چهارگوشه جهان که ایلام هم بخشی از آن بوده می نامیده است. بنابراین متن لوح با این واقعیت تاریخی هم‌خوانی دارد و در واقع ایلامی‌ها به سرکردگی پادشاه خود به لاگاش آمده، مهر را دریافت نموده و فرمان را اطاعت کرده‌اند، ولی نه از سر برتری، بلکه از سر دیپلماسی و تثبیت رابطه سند را با نام شاه خود ثبت نموده و به ایلام برده اند.[1] در مجموع، این متن نه فقط یک وقف‌نامه مذهبی، بلکه سندی چندلایه است که در خوانش دوم، لایه‌های سیاسی، دیوانی، و انسانی آن آشکار می‌شود. کیلولا، مقام سومری، در مرکز این تعامل ایستاده؛ و لوح، گواهی‌ست بر لحظه‌ای که قدرت، احترام متقابل سیاسی در پیمان نامه ها، و شناخت متقابل که در دل خطوط میخی ثبت شده‌اند.

اوشکایا و باقاقایا دو یادگار قدیم تورکان از دل تاریخ و اوئیش دیش

موقعیت جغرافیایی اوشقایا کجا بود؟

لینک کانال تلگرامی پشتیبان وبلاگ جهت دسترسی به اسکن ها و اسناد :

https://t.me/bashbilga/340

ا. م.دیاکونوف در تاریخ ماد، محل اوشکایا را اسکوی کنونی در دامنه غربی سهند و قلعه مرزی اورارتو آورده و با رجوع به متن کتیبه سارگن آشوری متذکر می گردد که در عهد ساردوری دوم پادشاه اورارتویی، توسط اورارتوها برای پرورش اسب استفاده می گردید

...

در کتیبه سارگن چندین بار به "اوشقایا" اشاره شده که در یکی از موارد به نکات جالبی درباره آن توضیح داده که در ادامه آورده ایم :

---- موارد اشاره به اوشقایا در کتیبه

------سطر 167 کتیبه

Moving on from the land Uišdiš, I came to the city Ušqaya, a large fortress right on the border of the land Urarṭu, which like a gate acts as a barrier in the pass to the district of Zaranda, holding back messenger(s), and (which) rises up like a rocky pinnacle on Mount Mallāu, a mountain with juniper tree(s), clothed in sun-like splendor over the meadowland(s) of the land Sūbi.

با گذر از سرزمین «اوئیشدیش»، به شهر «اوشقایا» رسیدم؛ دژی بزرگ درست بر مرز سرزمین «اورارتو»، که همچون دروازه‌ای مانع گذر در راهگذر به ناحیه «زاراندا» می‌شود و پیام‌رسانان را بازمی‌دارد. این دژ همچون " قله‌ای سنگی" بر فراز کوه «مَلّاو» سر برآورده است؛ کوهی با درختان سرو کوهی (عرعر) که با شکوهی خورشیدگون بر فراز چمنزارهای سرزمین «سوبی» آراسته است.

...

نگاهی به نوشتار و خوانش" اوئیش دیش : Uiş-Diş " از منظر کتیبه خوانی

قسمت اول لغت " U2 : او" در سومری در مفهوم "علف و معادل Ot : اوت تورکی " است.

در قسمت دوم هم Di : ریشه لغت دئمک است که در هر دو مورد پسوند ¬یش به آنها اضافه شده که در کل اویش دیش معادل اوتیش-دئیش : علفزار نامیده شده، در تورکی است

لازم به ذکر است که دکتر آق بایراق( رحیم بقال اصغری) اولین بار اقدام به مطرح نمودن خوانش اوئیش دیش در صفحه اینستاگرام خود نموده است

بررسی ریشه Ti : Di : سخن گفتن در سومری، ایلامی، اورارتویی و تورکی از کتاب" ایلامیکا "

...

نگاهی به ریشه شناسی اوشقایا :

آقای مهدی حسنی اردبیللی در پاسخ به نویسندگان وبلاگ درباره ریشه شناسی اوشقایا متذکر شدند :

- با دقت در توضیحات کتیبه آشوری متوجه می شویم که اوشقایا در مرز اورارتو و ناحیه سوبی ماننا قرار داشته و دژ-شهر استراتژیک و مهمی برای اورارتوها با کاربری های پیشانی بازدارنده و پرورش و تامین اسب بوده است

- کتیبه آشوری از اوشقایا با تعابیری چون " دژ بزرگ، مانع بزرگ و قله ای سنگی" یاد نموده است

- با دقت در گنجینه لغات اورارتویی و آشوری متوجه می شویم که به احتمال زیاد نامگذاری اوشقایا نه توسط آشوریان و نه اورارتوئیان بلکه توسط ماناناییان انجام شده، زیرا لغت صخره در اورارتویی Qarbi و بوده و لغت Qaia هم در اورارتویی و آشوری وجود ندارد

- با دقت در نوشتار قسمت اول واژه " اوشقایا" متوجه می شویم که لغت به کار رفته در کتیبه به صورت " اوش" را با خوانش های " اوس، اوس 2" هم در سومری در مفهوم " مجاور بودن، در مرز بودن، مرز" آورده اند و معادل " اوج : Uc : مرز " در تورکی آذربایجانی است که آن را در دیوان الغات الترک هم می یابیم و این کاملا همراستا با تعریفی است که آشوریان از این دژ-شهر یعنی " اوش-قایا : اوج-قایا : دژشهر صخره ای که در مرز قرار دارد" آورده اند.

بنابراین با این توضیحات می توان حدس زد که معنی" اوشقایا : اوج-قایا : دژشهر صخره ای مستقر در مرز" می تواند باشد که توسط مانناییان به آن اطلاق شده است.

در واقع ساختار لغت هم معادل " تورک دیل یاپیسی" است و شاهد دیگر برای آن نیز نام لغت مادی" باقا-قایا " یا همان کوه بیستون معروف است.

الله و اعلم

اوج در دیوان الغات الترک

....

نگاهی به لغت باقا-قایا(کوه بیستون) از کتاب ایلامیکا :

...

...

....

....